
میخواستم بهت بگم چقد پریشونم دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم تحمل میکنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی به شرطی بشنوم دنیات آرومه که دوسش داری از چشمات معلومه یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه که بیشتر از خودم قدرتو میدونه چیکار کردی که با قلبم، به خاطر تو بیرحمم تو میخندی چه شیرینه، گذشتن تازه میفهمم تورو میخوام تموم زندگیم اینه دارم میرم ته دیوونگیم اینه نمیرسه به تو حتا صدای من تو خوشبختی همین بسه برای من چیکار کردی که با قلبم، به خاطر تو بیرحمم تو میخندی چه شیرینه، گذشتن تازه میفهمم ترانهسرا: مونا برزویی ...
ادامه مطلب
ساده بودی مث سایه .. مث شبنم رو شقایق مث لبخند سپیده .. مث شب گریهی عاشق بی تو شب دوباره آینه .. روبروی غم گرفته پنجره بازه به بارون .. من ولی دلم گرفته واژه رنگ زندگی بود .. وقتی تو فکر تو بودم عطر گل با نفسم بود .. وقتی از تو میسرودم وقت راهی شدن تو .. کفترا شعرامو بردن چشام از ستاره سوختن .. منو به گریه سپردن رفتی و شب پر شد از من .. از من و دلواپسیها رفتی و منو سپردی .. به زوال اطلسیها واژه رنگ زندگی بود .. وقتی تو فکر تو بودم عطر گل با نفسم بود .. وقتی از تو میسرودم ایرج جنتی عطایی ...
ادامه مطلب